ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

678

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

قبايل به فرود آمدن در شهرها و استيلا يافتن بر آنهاست . و خدا بر امر خود غالب است . [ 1 ] فصل سوم در اينكه شهرهاى بزرگ و بناهاى بلند و با شكوه را پادشاهان بزرگ بنيان مىنهند در فصول گذشته دربارهء يادگارهاى دولتها از قبيل ساختمانها و جز آنها ياد كرديم كه اين گونه يادگارها به نسبت بزرگى و كوچكى دولتها بنيان نهاده مىشود ، از اين رو كه پايه گذارى و استوار ساختن شهرها در پرتو همكارى و همدستى گروههاى عظيم كارگران ايجاد مىشود و بنابر اين هر گاه دولتى بزرگ باشد و بر نواحى پهناور و كشورهاى گوناگون فرمانروايى كند كارگران را از سرزمينهاى مختلف به كار برمىانگيزد و همدستى آنان نيروى عظيمى را براى بنيان نهادن تشكيل ميدهد و چه بسا كه براى اين گونه بناها بيشتر عمليات را بوسيلهء چرخى ( ماشين ) [ 2 ] انجام ميدهند كه نيروها و قدرت‌ها را در حمل بارهاى سنگين بنا دو برابر مىكند بحديكه توانايى بشريت از آنها عاجز است مانند جرّاثقال و ديگر چرخها . و اغلب بسيارى از مردم هنگامى كه يادگارهاى گذشتگان و ساختمانهاى عظيم آنان را مىبينند مانند ايوان كسرى و اهرام مصر و طاقهاى معلق شرشال در مغرب گمان ميكنند كه اين بناها را بنيرو و قدرت خودشان خواه بطور پراكنده يا دسته - جمعى ساخته‌اند و آن وقت خيال ميكنند اين گونه كسان اندامها و بدنهايى داشته‌اند

--> [ 1 - ) ] و الله غالب على امره . سورهء يوسف ، آيهء 21 . در چاپهاى مصر و بيروت پايان فصل چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و كاميابى به يارى اوست جز او پروردگارى نيست » و صورت متن مطابق « پ » و « ينى » است . [ 2 - ) ] دربارهء اين كلمه رجوع به حاشيهء ص 337 ج 1 همين چاپ شود . در فارسى نيز ناصر خسرو اسم فاعل « هندمه » يعنى « مهندم » را بمعنى تراشيده و صيقلى به كار برده است . رجوع به ص 14 برگزيدهء سفرنامه بوسيلهء دكتر خانلرى و دكتر صفا شود .